بایگانی دسته: دسته‌بندی نشده

روز شمار آمدنت …

IMG_20180409_011419_248

روز شمار آمدنت به این دنیا انتهایی دارد و میدانیم روز مبارک میلاد پر نورت چه تاریخیست…

اما…

حیف و صد حیف … نمیدانیم روز شمار ظهورت کجا و کی پایان خواهد پذیرفت…

ان شاءالله این روز تولدت ظهور پیدا کنی عزیز عالم…

برای تعجیل در ظهور و فرج و سلامت بابای مهربانمان صلوات…

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ای آنکه دوست دارمت ، اما ندارمت…

Untitled

ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت…
بر سینه می فشارمت، اما ندارمت…

ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت، اما ندارمت…

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت، اما ندارمت…

می خواهم ای درخت بهشتی ، درخت جان
در باغ دل بکارمت، اما ندارمت…

می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت، اما ندارمت…

اللهم ارزقنا کربلا…

لب تشنه ی حسینیم . سیراب حوض کوثر . تا کربلا رسیدن . یک یا حسین(ع) دیگر . . .

یک یا حسین (ع) دیگر. . .

تا کربلای تو . قبله نمای ماست . شوق زیارت در هر ربنای ماست . . .

لبیک یا حسین (ع)  (3)  .   یا حسین (ع)

در راه خانه ی دوست . سختی اگر زیاد است . با یاری شهیدان . مرد سفر زیادست . . .

مرد سفر زیاد است . . .

همچون شهیدانش . دست خدا با ماست . این چادر مشکی . ارثیه ی زهراست(س) . . .

لبیک یا زینب(س)  (3)   .   یا زینب (س)

وقت طلوع فجر است . فانوس این سحر شو . راهی کربلاییم . آماده ی سفر شو . . .

آماده ی سفر شو . . .

تا صبح موعودش . بیتاب و بیداریم . با نائبش هستیم . یار علمداریم . . .

لبیک یا مهدی (عج) (3)   .   یا مهدی (عج)

التماس دعای فرج. . .

یه جواب عمیق برای یه سکوت اجباری و طولانی…

Untitledتو شدی عاشق و دلباخته ی همچو منی   و فقط همچو منی شاخه نباتت باشد

تو شدی شیخ سیه روز وَ گم کرده خدا      تو بگویم؛چه بگویم که جوابت باشد

دوریت زِ من دِگر مزیدِ بر علت شد        وَ چرا فراق من دلیل حالَت باشد ..؟

گویی میدانی که تنهایی دقت خواهد داد      دق نکن! دلم هنوز؛ پیشت امانت باشد

همگان بعد تو هی حال مرا میپرسند       و مپندار فقط تویی که حالت باشد!…

مثل یک زخم عمیقم که پس از خوب شدن    خاراندن این زخم عذابیست که لذت باشد

حال تو همچو جوانیست که از بخت بدش     پسر تاجر شهر عاشق یارش باشد

گاه  محتاج نباتت شوی و گَه سردی   چه دعایی کنمت صبر و قرارت باشد

تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد   دل من تا به ابد در انتظارت باشد

قول مردانه بده در اَبَدیّت هستی    فَضلِ اَللّه و عَلی فقط ضمانت باشد

یا علی گفتیم و چه عشقی عجیب آغاز شد     کاش وصل و قرب او پایان راحت باشد

عشق هم در چنته اش چیزی ازین بهتر نداشت ؟!!    تو بگو بهتر ازین حال چه باید باشد

خاستارِ معجزه باشی و دلتنگ و حَزین     از خدا بِخا حسین (ع) راهِ فرارت باشد

قصه ی عشق مرا فقط خودت خواهی ساخت    حال در سوریه یا حوضِ حنایَت باشد

این شعر برام خاصه…

هر دم از غمت به جان ما زهر میریزند

یا توبه ای کن و یا بشکن این توبه را

بگزار گذر کند دل ما این چند صباح

گر گذر نکند چه کند این توبه را

نگر که عجب حالیست جای خالی ات

بنیاد بر هم میزند و ناکام توبه را

بازگو کی رسد وصال ابدی بهشت

آیا سوال میشود شکسته توبه را

یا پاک کن مرا ازین سر زمین پارس

یا پاک شو موقتا و ترمیم توبه را

بر گرد و بر نگرد تا رویم طرابلس

طرابلس نشد بعلبک بشکنیم توبه را

تقدیم به خانم صادقی :|

هر با به سمتی روی هر لحظه به سویی

در کم زمان این همه سرعت چه بجویی

محبوبه ی محبوب منی فرشته خویی

عالم همه حاضر و که غائب به چه رویی

تا هستی و هی جور کشی جور دهندت

الله(به بیان شعر ترکی) اَلَّه نکند کم بشود تاری و مویی

خسته نکن ای نو عروس . تازه گلویی

بگزار بماند به رخت رنگی و رویی

من لب بگشایم به تشکر زحماتت

پایان نپذیر این چنین مهری و خویی

تقدیم به خانم جزایری ؛)

جوشش کند از بین لبانت    _    تکریم و تمنا و متانت

هر لحظه چیلیکی و صدایی و اشارت   _   از مهر سر انگشت و بیانت

من محو جمال بی نظیر و دلربایت   _   تو غرق در انگیزه ی خدمت

از شیطنت گوشه ی چشم و ابروانت   _   ای وای که صد کشته دهد سرخ لپانت

این نصف زبانی تو وتن صدایت   _   گر حل نشود مشکل ما بسر فدایت

در عین بد اخلاقی و سختی ، اقتدارت   _   رفتم به فنایت ، رفتم به فنایت

پا فشاری روی حماقت… !

زهر خندی زنم به این همه حماقت تو

یاوه میگویی و از گفته ی خود دلشادی

تو نخواهی فهمید ز چه من غصه خورم

و به شکرانه ی این حماقتت آزادی

گشته ای واله و شیدا و نخواهی فهمید

دل ندادی که تو بسیااار و عجب وادادی

تو روی سوی خطر های گران و سنگین

و چنان دلنگرانم که چنین آزادی

همه ی سعی من اینست تو را وادارم

حیف و صد حیف که تو احمقی وجان دادی

ترسم از روز خزان و دل رنجور تو یار

ولی انگار مخت را تو به یغما دادی

 

بدون تو…

تقدیم به سرور عالم حضرت بَقیةَ اللهِ الآعظَم اَرواحُنا لَهُ الفِداه …

چه غریبند جمعه هامان بدون تو آقا    چه ضعیفند قلب هایمان بدون تو آقا

سر نمیشوند روزِگاران جوانی ام  *  پیرترین پیر عالمم بدون تو آقا

بی همگانم به سَر شود چون تو نباشی *      هرچه کنم نشد بسَر بدون تو آقا

تا کی  وَ  کجا دور بمانم از نگاهتان   *   دورترین دور افتاده ام بدون تو آقا

گوشه ی چشمی ، نوازشی از نگاهتان        *         گر نَبوَد مِضطَر ترینم بدون تو آقا

اَمَّن یُجیب بخوان برای احوالاتِمان       *    حوِّل حال رُخ نمیدهد بدون تو آقا

معیوب چشمان مَنَست و ویران نگاه من     *      وَر نه دنیا   نمیشود  بدون تو آقا

تو در کنارمی،رنگ داده ای به هستی ام    *    روزهایم اما تیره اند بدون تو آقا

عهد شکنی شده ام که قول میدهم از نو     *     قول هایم قول نمیشود بدون تو آقا

پس بیا و روشنم نما از تَلَالو اَت     *    روشن نشود دلمان بدون تو آقا

گناه و جُور آخرالزمان شدم دُچار     *    بیا که دَرمان نَشَوَم بدون تو آقا

ظهور کنی غربت جمعه هامان تمامست    *    چه غریبند جمعه هامان بدون تو آقا